تبليغاتX
صحبتهای یواشکی( در گوشی )
چی بگم خودتون می فهمین .. شرح این وبلاگ توی بی شرحیشه


پرم از خواب ندیده


باغی از شعر رسیده


سردم از آه کشیده


رازی از پرده پریده


رمه ای از خود رمیده


تشنه ی شیر سپیده



مستم از بغض رفاقت


تردم از عطر سخاوت


تندم از بغض ترانه


سرخم از شوق ضیافت


رودی از موج جماعت


خنده یی تا بی نهایت



همه ام زخمه همیشه


برجی از سنگم و شیشه


پرم از کاخ شکسته


تیشه ام تیشه به ریشه


موجم از اوج پرستو


داغم از چراع جادو


پرم از دیو و پریچهر


پرم از کمند گیسو



پرم و چه خالی از تو


پرو خالی هر دو هر دو


همه یی بی همه ی تو


پر شو از این همه پر شو



زیر این آوار آواز


رو به این تالار بی ساز


پای این درگاه بی در


بسته ی من باش و دلباز


تشنه یی آبی ترین باش


خسته از خواب زمین باش


تازه شو از حس بودن


نازنین تو این چنین باش

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386ساعت 0:27 توسط ..:: عطا ::..

سلام ،با شروع ماههایی که متعلق به خدا و فرستاده اش و امت فرستاده شه  و مخصوص نیایش و نزدیکی به خداست من هم دلم خواست کاری کرده باشم به خاطر همین تصمیم گرفتم  تعریفی از نیایش رو براتون بذارم امیدوارم خوشتون بیاد.................

نیایش،ارتباط قلبی انسان است با ذات عالم هستی

نیایش راز و نیاز درونی انسان است با کمال مطلق

نیایش،کشش روح است بسوی کانون غیر مادی جهان

نیایش ،پرواز انسان است بسوی پروردگار عالم

نیایش،منحصر به انسانها نیست

تمتم موجودات عالم

در نیایشی بزرگ شرکت دارند

هر یک به زبان خود خدا را تسبیح می کنند.

شعله شمع خود نیایشی است

و سوختن پروانه،نیایشی دیگر.........

خنده ی معصوم کودک نیایشی است

و مهر پاک مادر نیایشی دیگر...............

                                                              " شهید دکتر مصطفی چمران"

دعا یادتون نره....................یا حق...................




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 21:33 توسط ..:: ::..

سلام:

همه خسته نباشین....  ممنون از نظر هایی که دادین و میدین.... به خدا من بی معرفت نیستم... راضیه خبر داره من چرا نمیومدم.....چند وقتی بود نت خراب شده بود هر کاری میکردم نمی تونستم بیام..... ولی باز هم از همه معذرت میخوام.......

در باره نظرات...خواهشن به نظرات دیگران کار نداشته باشین.... هر کی یه نظری داره

یکی از مطلب  خوشش میاد یکی نمیاد... دلیل نمیشه بهش گیر بدیم......

درباره عشق... گفتین عشق تو مطلبم نیست......

خوب مهم اینه که ادم خودش عاشق باشه... تازه شعر هم که پره عشق بود توش

دیگه فعلا همین

بای




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 0:12 توسط ..:: عطا ::..

اگه حتی بین ما فاصله 1 نفسه ............. نفس من و بگیر

برای یکی شدن.... اگه مرگ من بسه........نفس من و بگیر

ای تو هم گریه من گریه هم فقاصله بود ...گریه اخرما ...اخر بازی عشق ...ختم این قاعله بود

حدث گر گرفتنت....در تنور هر نفس غم نه اما کم که نیست همشب تازه تو... پر کش پر تیر عشق... سنگ سنگر هم که نیست

خوب دیروز و هنوز.....طرحی از من بر صلیب..... روی تنپوشت بدوز.......وقت عریانی عشق ... باهمین طرح حقیر....در حریق تن بسوز

پلک تو فاصله دست کاغذ و غزل... منو عاشقانه بود... رستن از پیله خواب.... ای کلید قفل شعر...خواب شاعرانه بود....

اگه حتی بین ما فاصله یک نفسه...............نفس من و بگیر

برای یکی شدن اگه مرگ من بسه.............نفس من و بگیر

از ته چاه سکوت.....تا بلندای صدا.....یار ما بودی عزیز

در تمام طول راه....... با منه عاشقترین..........هم صدا بودی عزیز

حدث رو گردان شدن..... از من و از راه ما..... باور بی یاوری... روز انکار نفس

روز میلاد تو بود......مرگ این خوش باوری......خوب دیروز و هنوز....طرحی از من بر صلیب...

 روی تن پوشت بدوز....

وقت عریاتی عشق.....با همین طرح حقیر......در حریق تن بسوز......

ای تو هم بغض عزیز....ای تو هم گریه من.....گریه هم فاصله بود......

گریه آخر ما.... اخر بازی عشق.......ختم این قافله بود....

اگه حتی بین ما فاصله یکنفسه ..................................نفس من و بگیر

برای یکی شدن ..... برای یکی شدن........... اگه مرگ من بسه..........

...........................نفس من و بگیر..................................

...........................نفس من و بگیر....................................

(((((((())))))))




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 0:41 توسط ..:: عطا ::..

خوابی دیدم.......خواب دیدم در ساحل با خدا قدم میزنم....

بر پهنه ی آسمان صحنه هایی از زندگیم برق زد ،در هر صحنه دو جفت جای پاروی شن دیدم،یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا.

وقتی آخرین صحنه در مقابلم برق زد به پشت سر و به جای پاهای روی شن نگاه کردم.

متوجه شدم که چندین بار در طول زندگی ام فقط یک جفت جای پا روی شن بوده است

همچنین متوجه شدم.......

که این در سخت ترین و غمگین ترین دوران زندگیم بوده است

این واقعا برایم ناراحت کننده بود

نمی فهمم چرا هنگامی که بیش از هر وقت دیگر به تو نیاز داشتم مرا تنها گذاشتی

ودرباره اش از خدا سوال کردم:

خدایا تو گفتی اگر به دنبال تو بیایم در تمام راه با من خواهی بود ولی دیدم که در سخت ترین دورا ن زندگیم فقط یک جفت جای پا وجود داشته است

خدا پاسخ داد:

بنده ی بسیار عزیزم من در کنارت هستم و هرگز تنهایت نخواهم گذاشت اگر در آزمون ها و رنج ها فقط یک جفت جای پا دیدی زمانی بود که تورا در آغوشم حمل می کردم......................sahel




لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 15:33 توسط ..:: ::..

سلام عطا جان!

 

هرکودکی که به دنیا می آید نوید دهنده ی این پیام است که خدا هنوز از بشر ناامید نشده است و تو در چنین روزی(20 تیر) بیست و چهار ساله پیش حامل این پیام بودی .................

                                                                                                   kake تولدت مبارک............

 

 

ببخشید عطا جان  چون من از فردا نیستم گفتم یه چند روز زودتر تولد ت  رو تبریک بگم ..............




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 12:26 توسط ..:: ::..

روزها گذشت و گنجشکبا خدا هیچ نگفت......فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اینگونه میگفت:

می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی ام که درد هایش را در خود نگه میدارد.

و سر انجام گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:

(((( با من بگو از آن چه سنگینی سینه ی توست)))

حال گنجشک و یک دنیا شکایت:

لانه ی کوچکی داشتم آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام..... تو همان را هم از من گرفتی.

این طوفان بی موقع چه بود؟

چه میخواستی از لانه ی محقرم مگر کجای دنیا را گرفته بود؟

و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.....سکوتی در عرش طنین انداز شد.....فرشتگان همه سر به زیر انداخته بودند....

و خدا گفت:

ماری در راه لانه تو بود.خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند......

آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.....

>>>>>>>>>>>>گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود<<<<<<<<<<<<<

خدا گفت:

و چه بسا بلا ها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی.......

..........................اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود...نا گاه چیزی در درونش فرو ریخت و

                          های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...............................................




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:24 توسط ..:: عطا ::..

سلام............سلام

دوباره من اومدم......................ایندفعه به این راحتی ها نمیرم......

همه مشغول امتحان بودن... همکار ما هم امتحان داشت.......منم مشکلم حل شد

خوب این چند وقتی که نبودم  میدونم خیلی ها از دستم ناراحت شدن  حقم دارن..

ولی قول میدم جبران کنم...............................  

                                                           .......................................................

من یه موش وروجک پیدا کردم انقده خوبه این چند وقت هم درگیر این موش بودم.

این شعر هم اون واسم فرستاده.......

..............(نازم به نازه کسیکه نازد به ناز خویش....که ما را به ناز فروشان نیاز نیست).........

                                                          ایول ایول موش موشیرو ایول




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 2:21 توسط ..:: عطا ::..

سایه گرم سفید....

.....موج آرام و صبور.....

.....تکیه گاه خاطره.....

.....پر سلابت باسکوت.....

.....آغوش تو پر یاس......

.....بوسه ات نیاز و راز....

............پس بمان ای مادرم از همیشه تا  فراز..............

 




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 1:15 توسط ..:: عطا ::..

می نویسم

(( د ی د ار ))

 تو اگر

 بی من و دلتنگ منی

 ...

 یك به یك فاصله ها را بردار

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 3:0 توسط ..:: عطا ::..

عشق ورزيدن را ازکويربياموزيم که دريا بودنش را به آفتاب بخشيد

...............

بوسه اسم است چون عمومي است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مهبوت ميکند بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل ميکند

............

مضرات امتحانات : افزايش بار علمي به طور نا خواسته ! كمبود شديد خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقيقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاري ! براي اساتيد ! افزايش خشونت عليه حيوانات (خر زني !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش هاي غلط تقلبي ! سردرد حاصل از تمركز شديد براي يافتن راههاي مدرن تقلب! افزايش ادب به طور چشمگير براي گرفتن جزوه از هر كس و نا كسي !!! و ديگه خودتون اينكاره ايد و ميدونيد ديگه

........................

و

افلاطون مي گه: " اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشق واقعيه

ووووووووووووووووووو

وو

 

دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است. زندگی یعنی این

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:55 توسط ..:: عطا ::..

سلام....

این چند  روز نبودم میدونم از دستم راحت بودین... ولی باز اومدم........

+از اونایی که این چند وقت اومدن و به ما سر زدن ممنون.... اوناییکه هم نیومدن حتما به خا طر مشکلات بوده.......  به هر حال فصل امتحان هاست همه مشغول درس خوندن هستن...........

بازم درسهاتون و گذاشتین واسه شب امتحان...............

خدا رو شکر من که امتحان ندارم راحتم......... ولی دلم واسه شبای امتحان تنگ شده

خلاسه اینکه ما از این به بعد هستیم.....

راضیه خانم گل هم امتحاناش تموم بشه میاد

ایشالله همه موفق باشن منم در کنار همه........  بای.....

این چند تا  مطلب هم میذارم به خاطر چند روز غیبتم  خداییش  واسه همشون نظر بدین.

.....................ممنون

                                                           عطا 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:42 توسط ..:: عطا ::..

جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره

                                                 ......

                                                  ...

آدم به شش دلیل شانس آورده! چون حوا نمی تونسته بهش بگه:

1.من ادمت کردم

2.برو از شوهر مردم یاد بگیر

 3.دیشب کجا بودی

4.پولاتو دادی مامانت

 5.مامانم اینا شب میان اینجا

 6.چرا به اون زنیکه نگاه کردی؟




لينك ثابت نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 2:32 توسط ..:: عطا ::..